اشک
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:15
دلم اندازه ی این ابرا گرفته... امروز اینقد حالم بده که هر دقیقه صد بار با خودم میگفتم کاشکی همون پارسال که خدا فرشته ی مرگ و فرستاد سراغم منو با خودش میبرد...کاشکی پارسال کسی آخر شب یادش نمی اومد که از من خبری بگیره... کاشکی همونطوری که خوابیده بودم هیچ وقت صدای زنگ گوشی رو نمی شنیدم... باز میگم خدا...
شکوه
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:15
امسال مدرسه برام جذاب نیست امسال اصلا تو مدرسه حالم خوب نیست یا خودِ خدا...
غم دل
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:15
ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ﺩﻭﺳﺘـــــــــﻢ ﺩﺍﺷﺘـﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳـــــَــــﺮﺩﻡ ﻣﺜـﻞ ﺩی ﻣﺜـﻞ ﺑﻬﻤـــﻦ ﻣﺜـﻞ ﺍﺳﻔﻨــــــﺪ ﻣﺜـﻞ ﺯﻣﺴﺘــــــــﺎﻥ ﺍﺣﺴــــــﺎﺳـﻢ ﯾـﺦ ﺯﺩﻩ ﺁﺭﺯﻭﻫـــــــــﺎﯾـﻢ ﻗﻨﺪﯾــــﻞ ﺑﺴﺘــﻪ ﺍﻣﯿــــــﺪﻡ ﺯﯾــﺮ ﺑﻬﻤــﻦ ِ ﺳــﺮﺩ ِ ﺍﺣﺴــﺎﺳﺎﺗﻢ ﺩﻓــــــــﻦ ﺷـﺪﻩ ﻧﻪ ﺑﻪ ...
نردبون
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:15
یه دختر داداش دارم کلاس اولیه...سر سفره داشتیم غذا میخوردیم هی به من اشاره میکرد که اون نردبونو بده. ...منم که متوجه نمیشدم...خدایا باز سر سفره من نردبون از کجا بیارم؟ میگم عمه بیا این نردبونو نشون بده ببینم چیه؟ فک میکنید چی میخواست؟ منم نمی دونستم... بچه قالب یخ و میخواست...
تقدیم به بهترین دوست
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:15
بهترین دوست من ماه تولدت مبارک! انشاءلله که خوشبخت و شاد باشی!
پدر
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:15
پدرم که رفت شهر خالی شد پدر مگر تو چند نفر بودی؟؟؟؟
لیست سیاه
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:34
دیگه تصمیم خودمو گرفتم... هیچی هم نمی تونه مانع تصمیمم بشه! شنبه قراره یه لیست سیاه از شلوغای کلاس رو بدم به آقای مدیر تا یه احوالپرسی حسابی باهاشون داشته باشه! و حقیقتا این آقای مدیر ما چنان جبروتی داره که وقتی با بچه ها حرف میزنه من یکی که زهره ترک میشم اونام که از ترس زبونشون بند میاد مجبورم بفرس...
آقای مدیر
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:34
بالاخره شنبه موعود رسید و زنگ اول که هیچی...زنگ دوم گفتم بچه ها اینطوری نمیشه حتما باید آقای مدیر بیاد... و خیلی جدی و عصبانی به نماینده کلاس گفتم: آروین پا شو برو آقا رو صدا کن بیاد...بعضیا دیگه شورشو در آوردن و به هیچ طریقی درست شدنی نیستن! چند دقیقه بعد آقای مدیر با جبروت و عصبانیت وارد کلاس شد ک...
مادر عرشیا
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:34
در کلاس باز بود و دیدم مادری نگران پشت در ایستاده و منتظره که من برم پیشش خودشو معرفی کرد و ماجرایی رو که شنبه پیش اومده بود از زبان عرشیا تعریف کرد گفت تو رو خدا اجازه بدین فقط سر کلاس بشینه این اگه از مدرسه اخراج بشه معلوم نیس چه بلایی سرش بیاد دیگه بزرگ شده و من نمیتونم همهجا کنترلش کنم اینجا حدا...
بارسا یا رئال؟
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:34
کم گرفتاری و کار داشتم که این یکی هم اضافه شد لطفا منو در جریان بازیهای لیگ اروپا بذارین قرار شده شبایی که این دو تیم بازی دارن فرداش از طرفدارای تیم بازنده بپرسم حالا چقدم که من از فوتبال بدم میاد حالا باید بشینم لیگهای جهانی رو هم دنبال کنم... در ضمن تیم برنده هم باید شیرینی بیاره برا بقیه کلاس پی...
بچه ها باهوش هستند
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:34
بعضی وقتها یه مطالبی رو سر کلاس می پرسن که واقعا تو جواب دادن اونها می مونم اینقدر خوب از مسایل سیاسی حرف میزنن که باورم نمیشه اینها فقط 11 یا 12 سالشونه مطالب جغرافی هدیه علوم وهمه همون مطالبی هست که من زمان تحصیل خودم می خوندم و الان شکل صفحات یه کمی عوض شده و این مطالب کهنه دیگه پاسخگوی این نسل ن...
احمد رضا
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:34
بیچاره احمد رضا ! دوباره که از کلاس بیرونش میکنم و هر دو بار همون لحظه معاون مدرسه از پشت کلاس رد میشد.. امروز چنان کتکی خورد که دلم میخواس برم از زیر دست معاون بکشمش بیرون!!! خوب تقصیر خودشه خیلی سر کلاس شیطونی میکنه و حوصله مو سر میبره...منم که نمیتونم بچه ها رو تنبیه کنم مبفرستمشون دفتر و خدا رو ...
ساده باش
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 23:25
دلتنگ کسی شدی؟ زنگ بزن! میخوای کسی رو ببینی؟ دعوت کن! میخوای بقیه درکت کنن؟ توضیح بده! سوالی داری؟ بپرس! چیزی میخوای؟ برو دنبالش! از چیزی خوشت میاد؟ حفظش کن! از چیزی خوشت نمیاد؟ ترکش کن! کسی رو دوست داری؟ بهش بگو! ما فقط یک بار زندگی میکنیم سخت نگیر، ساده باش!
خبر خوش
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 23:25
یک خبر خیلی خوش....دارم برمیگردم دبیرستان!خدایا شکرت شادی امسال منو تکمیل کردی...
برای بابا
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 23:25
وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده! وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه... و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری
باز اومدم...
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 23:25
عاشقانه
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 23:25
اینقدر دلم تنگ شده واسه اینکه یه نفر دلش برام تنگ بشه و ...................هوامو بکنه...
فراموشی
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 23:24
اومدم یه سری به این صفحه و دوستای گلم بزنمحدس بزنید چی شد؟رمز ورود یادم رفته بود...کلی فکر کردم و اینقدر با این کلیدها ور رفتم تا یادم اومد...الکی الکی پیر شدیم رفت...
همه ی پسران من
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 23:24
دوباره پریدم یه مقطع دیگه! یعنی منو پروندن... رفتم کلاس پنجم یه مدرسه پسرونه کلاس خیلی جالبیه و با همه ناراحتی که از ابتدایی داشتم اینقدر سر کلاسا اتفاقای جالب و خنده دار میفته و اینقدر شیطنتهای بچه ها خنده دار هست که کلا همه چی یادم رفته... یه کلاس سی و شش نفری یعنی سی و شش تا پسر بچه شر و شیطون و ...